کفتار نعره نمی‌زند، عربده نمی‌کشد، او قهقهه می‌زند و از ته دل می‌خندد
خنده کفتارها برای سالها، معمایی رمزآلود بوده است و آثار ادبی و نمایشی کلاسیک فراوانی از این خنده های ترسناک به عنوان سمبل "جادو و شیطان" استفاده کرده اند. پژوهش های جدید در زمینه کردار شناسی جانوران نشان می دهد که قهقهه و خنده کفتارها، نوعی ارتباط صوتی میان آنها است. پیام های مهمی از طریق این قهقهه ها میان کفتارها رد و بدل می شود. آنها از طریق خندیدن به هم معرفی می‌شوند و همدیگر را پیدا می‌کنند
در پژوهشی که در بی‌ام‌سی اکولوژی برای رمزگشایی از خنده کفتارها انجام شده ‌ست، آشکار شد که این اصوات شبیه خنده و قهقهه، بیانگر سن و سال و جایگاه اجتماعی و دیگر خصوصیات کفتارهاست. مشخصاتی که با خنده میان آنها رد و بدل می‌شود. به عبارت دیگر، کفتارها که اغلب در تاریکی شب فعال می شوند، با ایجاد این صداها به هم دسته های خود و یا کفتارهایی که در نزدیکی آنها هستند 
! پیام می‌فرستند: سلام رفیق، من اینجام 
در نهایت فرکانس متغیر در خنده کفتارها بیانگر تعلق آنها به گروه‌های مختلف است. نتایج این پژو‌هش‌ در مقاله‌ای با عنوان: «خنده کفتار چه می‌گوید: جنس ، سن ،  جایگاه در نظام سلطه و امضای فردی» در وبسایت بی‌ام‌سی اکولوژی منتشر شده‌ ا‌ست
یکی از موضوعات جذاب برای گروه کفتار هم از ابتدا فکر کردن به طنز و خنده و تمسخر بود:
ما به چه چیزهایی می‌خندیم؟ خنده در معنی لغوی به حالتی می گویند که در انسان بواسطه ٔ شعف و خوشحالی و بشاشت ایجاد می شود. در این حالت لب ها و دهان بحرکت می آیند. غالباً این حالت با آواز منحصر به فردی همراه است. ما با آواز این خنده چه فرکانسی برای چه کسانی می‌فرستیم؟ ما با چه کسانی می‌خندیم؟ آیا بین خندیدن و تمسخر کردن فرقی قائل هستیم؟ 
تمسخر در معنی لغوی به معنی استهزا، تیبا، ریشخند، فسوس، لودگی، ریشخند کردن، و دست انداختن، است. تمسخر، به فرستادن فرکانسی به یاران و هم‌پیمانان ما بدل نمی‌شود پس دقیقا به چه چیز تبدیل می‌شود؟  قدرتی که از تمسخر کردن شکل می‌گیرد به چه کسانی، چه آسیبی می‌رساند؟ در عین حال تمسخرکردن ما را در برابر چه چیزهایی محافظت می‌کند؟ در وضعیت‌هایی از فشار و ناتوانی در برابر تغییر دادن ساختارهایی که ما را احاطه‌ کرده‌اند جز تمسخر چه راهی برای ما باقی مانده‌ست؟ ​​​​​​​
در مسخره کردن چه قدرت‌هایی پنهان است؟ مسخره‌ کردن قدرت‌هایی که زورمان به تغییرشان نمی‌رسد با مسخره کردن کسانی که زورشان از ما کمتر است یکیست؟
:و در آخر ما می‌پرسیم
 در خندیدن با یارانمان چه نیروهای رهایی بخشی پنهان است؟
با چه کسانی می‌خندیم؟ 
چه کسانی را مسخره می‌کنیم؟
فرق خنده و پوزخند برای ما چیست؟ 
هر کدام از اینها ما را با چه کسانی متحد و از چه کسانی دور می‌کند؟
و حالا «فرهنگ میم» با زیبایی‌شناسی پسا اینترنی کدام یک از این گونه‌ها را نمایندگی می‌کند؟ و در چه موقعیت‌هایی به ابزاری قوی و سریع برای جمع کردن ما بدل می‌شود و در چه وضعیت‌هایی هر نوع امکان به هم رسیدن مارا به سخره می‌گیرند؟
رابطه‌ی این شیوه‌ی جدید خندیدن/تمسخر با ساختارهای قدیمی طنز در زبان و ادبیات ما چیست؟

صفحات دیگر

Back to Top